امامزادگان عشق

.

آقاجان(عج)

ببین دعای فرج را ز حفظ می خوانیم  ****** ولی به پای عمل می رسیم،می مانیم

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(علیه السلام)

سردار شهید حاج احمد کاظمی

روی مسائل ارزشی جامعه خیلی حساس بود.وقتی بعضی از ناهنجاریها و ضد ارزشها را می دید،خیلی دلگیر می شد.یک روز بهم گفت:«چکار می توانم بکنم تاآن تعداد محدودی راکه غافل هستند،از غفلت بیرون بیاورم.به فکرم افتاده یک تابلویی بنویسم و درخیابان کنار پادگان ولیعصر(عج) در مسیر عبور مردم نصب کنم و روی تابلو بنویسم که مردم شهدایی که درجنگ شهید شدند،اینها فردای قیامت جلوی شما را می گیرند و می گویند ما ازشما طلبکاریم،ما ازشما شکایت داریم».

  

وقتی فرزند اولمان داوود،خواست به دنیا بیاید،عباس مرا به دزفول برد؛درطول راه نشانی بیمارستان را پرسید.به او گفتندکه آخرهمین خیابان،بیمارستان حضرت زهرا(سلام الله علیها) است؛ وقتی نام بیمارستان را شنید،چنان گفت یا زهرا(سلام الله علیها) که من فکر کردم اتفاقی افتاده است. پرسیدم چی شده؟ گفت: یازهرا(سلام الله علیها) رمز زندگی ماست!گفتم: چطور؟گفت:«درعملیات فتح المبین که با رمز یازهرا(سلام الله علیها) شروع شد،مجروح شدم.با زنی ازدواج کردم که نامش زهرا است.تولد فرزندمان هم در بیمارستان حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.»او یک چیز را نگفت و آن شهادتش بودکه درعملیات بدر با رمز یازهرا(سلام الله علیها) اتفاق افتاد و من به واقع متوجه این اسم رمز شدم.                همسر شهید

شهید سید مجتبی علمدار

 یکبار شهید نواب درخیابان،آقایی را دیدکه صورتش را تراشیده بود؛او با رویی گشاده آن مرد را بغل کرد وبعد از سلام و  علیک گرم با صمیمیت گفت:«برادر! چرا ما نباید مثل  پیامبر باشیم،چرا ما نباید شکل مسلمانان باشیم؟ محاسن متعلق به پیامبر و علی ابن ابیطالب(علیهم السلام) است؛ متعلق به امام حسین(علیه السلام)است.» خلاصه آنقدر بااو صحبت کرد که طرف از روز بعد محاسن گذاشت؛دفعه بعدکه شهید نواب او را با محاسن دید،با همان رفتار دوستانه قبلی به اوگفت:«به به! واقعاً انسان وقتی شما را می بیند لذت می برد.چقدر به زیبایی شما افزوده شده است؛حالا شما شیعه ائمه اطهار و اولیای خدا  شده اید؛چرا شما باید شکل چرچیل و استالین باشید؟».

   شهید مرتضی(میثم)شکوری

بعد از انقلاب میرفت جلوی دانشگاه برای بحث های سیاسی وشروع میکرد با چپی ها بحث کردن.

کتابهایشان را میخواند و ازهمانها برایشان دلیل می آورد.شبها هم درخانه بحث راه می انداخت ومیگفت:«فرض کنید من یک چپی،یک مخالف هستم»؛اینجوری بچه ها راآماده ی بحث کردن میکرد.اوایل انقلاب و زمان ترورهای کورمنافقین که می آمدند اسم طرف را صدا میزدند واگرکسی اشتباه هم جواب می داد، او را میکشتند،اسم میثم را برای خودش انتخاب کرد.بعدها هم درپادگان به میثم شکوری معروف شد.

نقل از مجتبی شکوری.

شهید عبدالحسین برونسی

یک جوان به نام دادیرقال راازگردان اخراج کرده بودند و داشت می رفت دفتر قضائی؛شهید برونسی همراه او رفت دفتر قضایی و گفت:آقا من این رو می خوام ببرم.

گفتند:این به درد شما نمیخوره آقای برونسی.

گفت:شما چه کار دارید؟من میخوام ببرمش....

همان دادیرقال شد فرمانده گروهان ویژه ومدتی بعد هم شهید شد.

بعد ازشهادت دادیرقال،یکروز حاجی به فرمانده قبلی او گفت:شمااین جوونها رانمیشناسین ،یکبارنمازش رونمیخونه،کم محلی میکنه،یا یه شوخی میکنه،سریع اخراجش میکنین؛ اینها رو باید با زبون بیارین تو راه،اگه قرار باشه کسی برای ما کار کنه،همین جوونها هستن.

نمازخانه دانشکده

مصطفی گفت یکی از اتاقهای دانشکده را موکت کنند برای نمازخانه.اما تا یکماه فقط خودش جرأت داشت آنجا نمازبخواند؛دوره دوره ی کمونیستها بود وبچه مذهبیها را مسخره میکردند.

امام خمینی(ره):

تکلیف ما را سیدالشهداء(علیه السلام) معلوم کرده است که از شهادت نترسید.

                                                                                                                                                            برگرفته از سررسید هیأت

فرزندشهید دراین باره می گوید:من غالباً درد دلها وسئوالاتم را باایشان مطرح می‌کردم و ازایشان راهنمایی می‌خواستم عمده همه پاسخهایی ایشان هم این بود که باید مواظب باشیم خط ولایت را گم نکنیم.می‌گفت معیار ما درتمامی گزینشها و انتخابها اشاره و اراده ولایت است و تبعیت از ولایت فقیه باید درهمه جا و درهمه حال در وجود ما جاری و ساری باشد.محور دیگر ازتأکیدات ایشان ایستادگی بر سر هدف و دفاع از کلمه حق در هر شرایطی بود و می‌گفت این دو هدف در سایه قرار گرفتن در خط اصیل ولایت حاصل می‌شود. می‌گفت:حرف رهبر را باید گوش کرد و به آن عمل نمود حالا دیگران و دشمنان هرچه می‌خواهند بگویند و هر دشمنی که دارند بروز دهند،برای دستوراتی غیر از امر رهبر جایگاهی قایل نبود.

شهید درهمه اوقات بخصوص نماز ارادت عمیق خود را به ولایت بروز می‌دادند که: «اللهم اید‌ آیه الله العظمی خامنه‌ای اللهم واحفظه و ثبته» این دعا را همیشه زیرلب زمزمه می‌کرد و جزو ذکرهای دائمی وی بود؛و این بوسه‌ای که رهبر عزیزمان برپیکر شهید زدند نیز تجلی همین عشق متقابل بود وبه عقیده خودم این بوسه ایشان تجلیل از دو دهه تلاش و جهاد شهیدان و ایثارگران بود.   

 http://home-12leader.blogfa.com//

شهید هادی علی دوست

ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت شهید شد. ای جوانان مبادا که در غفلت بمیرید که امام حسین علیه السلام در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان ، مبادا که در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر در راه حسین علیه السلام و با هدف شهید شد........

به نقل از سایت  http://www.amin-davari.blogfa.com

سردار شهید حاج حسن دشتی:

نه زندگی آنقدر شیرین است و نه مرگ آنقدر ترسناک،که آدمی شرافت و انسانیت خویش را زیر پا نهد و از ترس مرگ در بستر بمیرد.

شهید سید مرتضی آوینی:

شیطان حکومت خویش را بر ضعف ها،ترس ها وعادات زشت ما بَنا نهاده است و اگر تو نترسی و ازعادات زشت خویش دست برداری و ضعف خویش را با کمال خلیفه اللهی جبران نمایی دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست.

شهید همت:

خدایا مرا ببخش به خاطردرهایی که کوبیدم وخانه تو نبود!

خدایا مرا ببخش که در کار خیر یا جار زدم یا جا زدم!

شهید سید مرتضی آوینی:

نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست؛و انتظار می کشد تا تو زنجیرخاک از پای بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و در رکاب امام عشق به شهادت برسی.

آیت الله جوادی آملی:

رهبری نه پست است ، نه مقام ، بلکه امام جامعه است. چگونه است که درنماز بااقتدای چندنفر می گوئیم،امام جماعت،اما به رهبرجهان اسلام نگوئیم امام...؟
هرلفظی غیر از
امام خامنه ای جفاست به ایشان.

شهید سید مرتضی آوینی:

غایت خلقت جهان، پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هرچه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند.

امام خامنه ای(روحی له الفدا):

بار خدایا زمین نمی ماند؛این را بدانید؛یک روز دیگر،یک روزگار دیگر این بار به سر منزل خواهد رسید.خوش به حال کسی که توفیق پیدا کند این بار را او بکشد.      

      mataf.ir             ه            1362/06/03